آقای خاتمی انقلاب بهمن مرده است و نعش آن روی ما افتاده است

  آقای خاتمی ما را  دعوت به شرکت در راهپیمایی حکومتی بیست و دو بهمن و آشتی ملی کرده  اید

کاش اول می پرسیدید که شخص خودتان اجازه شرکت دارید تا ما باز تنها و بدون شما به آشتی کنان از ما بهتران نرویم.از آن گذشته کسی که قهر اعمال کرد ما نبودیم و اینجا و آنجا سرمان هنوز زیر ساطور است، اگر لطف کنند حضرات و این ساطور را کمی عقب ببرند ما که از راهپیمایی خسته نمی شویم و الان سی هشت سال است که کارمان همین شده است

آقای خاتمی خودمان را به خواب نزنیم بهتر است کور که نیستیم و می بینیم آنها دارند با استفاده از گفته های ترامپ که مثل باران رحمت از آسمان بر سرشان بارید استفاده می کنند تا قهرشان را بیشترازپیش به ما اعمال کنند

راستش آقای عزیز شما را نمی دانم ولی جای قهرشان هنوز روی تن ما زخم است و روحمان هنوز کابوس می بیند ،هنوز هر شب ماشینشان از رویمان رد می شود و در کهریزک باتونشان را به ما فرو می کنند

لبخند آقای خامنه ای که از سخنان ترامپ به اورگازم رسیده است شاید فریبتان داده که خبری هست و امام مسلمین رانتی دلشان به رحم آمده است و فرصت را مناسب شمردید ، نه جناب خاتمی به قول مولانا بزرگ کیر را دیدی و کدو را ندیدی

اتاق تاریک فکران به تکاپو افتاده است و در حال خواب دیدن برای ماست و در این مرحله مفت و مجانی از عبا شکلاتی ما در حال استفاده ابزاری هستند

 سپاهیان قاچاقچی و آنها که از بحران و جنگ و تحریم نان می خورند این بار یورش آورده اند تا بساط هر چه رای و رای بازیست جمع کنند و با اعلام حالت جنگی در داخل و استفاده از دیپلماسی بندبازی در خارج بیش از پیش همه چیز را در چنگ خود بگیرند

آقای خاتمی عزیز

برای آشتی ملی نخست نیاز است که همه زندانیان سیاسی و عقیدتی آزاد شوند و به حصر ظالمانه خاتمه دهند

لازم است شرایط انتخابات آزاد و بدون دخالت شورای نگهبان را آماده کنند

لازم است اسلحه را از روی سر ما بردارند

لازم است تمامی کسانی که در کشتار دست داشته اند به دادگاههای واقعی با قضات واقعی فرا خوانده شوند

لازم است

لازم است

لازم است

اعتماد ما بازسازی شود

همین

سیامک فرید 21 بهمن ماه 1395

Advertisements
نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه

حسين طائب، روحانی که به انقلاب تجاوز کرد(بخش دوم)

مستندی در باره حسین طائب  جنایتکاری که این روزها پرونده اش برای نهادن شنود برای پاره ای از مقامات بلند پایه بیت رهبری، اطرافیان آیت الله خمینی و عده ای از فرماندهان سپاه جنجالی تازه ایجاد کرده است

 

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه

حسين طائب، روحانی که به انقلاب تجاوز کرد

“حسین طائب به شنود مکالمات مقامات ارشد ایران متهم شد”

حسین طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ایران به شنود مکالمات مقام‌های ارشد نظامی و شماری از اعضای دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران متهم شده است.

به گزارش تارنمای کلمه، محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر و علی اصغر میرحجازی و وحید حقانیان از اعضای ارشد دفتر رهبر ایران، عزیز جعفری، فرمانده سپاه و اعضای خانواده آیت‌الله خمینی، رهبر پیشین این کشور از جمله مقامات و شخصیت‌هایی هستند که مکالمات آن‌ها توسط اطلاعات سپاه شنوده شده است.

بر پایه این گزارش به همین دلیل برای حسین طائب “پرونده‌ای تشکیل شده است.”

کلمه می‌گوید: “این رسوایی باعث شده بود تا برای چند هفته کلیه دسترسی‌های سازمان اطلاعات سپاه به شنودها قطع شود.”

 

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه

حق سکوت خامنه ای به احمدی نژاد همچنان ادامه دارد

در گیریهای احمدی نژاد در دوران آخر اقامتش در پاستور و قهر و ناز کردنهایش اعصاب طرفداران ولی فقیه را طوری بهم ریخته بود که  وی و اطرافیانش را اصحاب انحراف نامیدند. اما خامنه ای به خوبی می دانست که احمدی نژاد این بازیها را به پشتوانه دست پری که ازخامنه ای و اطرافیانش، بخصوص مجتبی خامنه ای دارد، می تواند انجام دهد. احمدی نژاد برای آنکه نشان دهد شوخی ندارد و بسیار جدی است، فیلم معروف دوربین مخفی  با شرکت مرتضوی و برادر لاریجانی در صحن علنی مجلس  را برای اولین بار در صحن علنی مجلس نشان داد. این فیلم هیچ چیزی بجز  اخطار به رهبر جمهوری اسلامی نبود. احمدی نژاد می دانست در 8 سال دولتش دشمنان زیادی برای خود دست و پا کرده است. او می دانست که قاچاقچی نامیدن سرداران هزینه خواهد داشت بخصوص که وی از سر وسرشان مطلع شده بود، از بنادر مخفی و کالاهایی که در آن ترخیص می شود آگاه شده بود . می دانست در سطح سرداران چه اوضاعی حاکم است و از طرفی مایل نبود نقش دستمال چرک را بازی کند. سعید امامی در یادش مانده بود و حتی از عاقبت احمد خمینی اطلاع داشت . او خود این کاره بود و می دانست که با چه کسانی سر و کار دارد. او می دانست که در نهایت باید سپر بلای انتقادات به خامنه ای باشد. می دانست خامنه ای مایل نیست به تصویرش کوچکترین خللی وارد آید و این اوست که باید هزینه های تصمیمات نادرست خامنه ای را بپردازد .رهبر جمهوری اسلامی در عرض این 8 سال از سیاستهایی حمایت کرد که ایران را به لبه پرتگاه کشاند. احمدی نژاد نمی خواست گوسفند قربانی برگشت از این سیاستها باشد.

برای داشتن یک انتخابات آرام لازم بود که سهم احمدی نژاد پرداخت شود. حمایتهای رهبر جمهوری اسلامی که در این چند ماه آخر بخصوص از احمدی نژاد صورت گرفت در زمره این دستمزد است. احمدی نژاد با همه بامبولهایی که در آورد نه تنها محاکمه نخواهد شد بلکه از طرف مقام رهبر به عضویت نهاد تشریفاتی «مصلحت نظام » بغل دست هاشمی رفسنجانی خواهد نشست.

اما احمدی نژاد کسی نیست که به این مقام تشریفاتی بسنده کند. وی با اندوخته ای از تاراج سرمایه های ملی که در میان اطرافیانش پخش کرده است، مقادیر زیادی مدارک و فیلم و فایل صوتی که برای روز مبادا جمع آوری کرده است و تجربه 8 ساله بر نهاد ریاست جمهوری و اطلاعات مهمی از چگونگی تقلب انتخابات 88د به بازگشتی دوباره می اندیشد. احمدی نژاد 2 سناریویی است که وی در سر دارد و البته امکاناتی بسیار که به گروگان گرفته است.

نوشته‌شده در Non classé | برچسب‌خورده با , , , , , | بیان دیدگاه

جرمشان این است که عذرخواهی نمی کنند!!!ا

جرمشان این است که عذرخواهی نمی کنند!!!ا

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه

چند پرسش یک مخالف نظام از علی خامنه ای

شما را مخاطب قرار می دهم نه به این دلیل که توهمی داشته باشم که خدای ناکرده شما رهبر حکومت اسلامی به نامه من یک لاقبا اهمیتی می دهید . نه چنین توهمی ندارم و فکر می کنم شما آنچنان در جبروت خود ساخته قوطه ور هستید که کسانی مثل من را اصلن نمی بینید یا نمی خواهید ببینید. اما اینکه امروز به ناگهان روی سخن با کسانی مثل من می گردانید و توصیه می کنید حتی اگر با نظام مشکلی داریم به خاطر وطن به پای صندوق بیاییم از خود می پرسم چه روی داده است که شما را از پشت ابرها به زمین کشانده است و بنده خدایی مثل مرا خطاب قرار داده اید!! . تا امروز!  ما مخافین نظام همه چیز از وطن فروش و جاسوس و ستون پنجم دشمن و…..بودیم به جز کسانی که ممکن است به وطنشان هم فکر کنند.

باری و به هر حال اکنون که مخاطب سخنان شما هستم ، بدون اینکه از امکانات رسانه ای مثل شما برخوردار باشم ، با همین امکاناتی که هست پاسخ خواهم داد.

سخنرانی سراسر تناقض شما را روی گوشی همراه  وقتی از کار راهی خانه بودم ،خواندم .

«حضور حداکثری در پای صندوق‌های رأی» را «از هر چیز دیگر برای کشور مهم‌تر» دانست و گفت: «ممكن است كسی به دلیلی نخواهد از نظام اسلامی حمایت كند، اما از كشورش كه می خواهد حمایت كند. همه باید بیایند.»

شما بارها و بارها شرکت در انتخابات را مترادف و مساوی رای به نظام دانسته اید. چگونه است که در سخنان امروز این رای به نظام مساوی رای به وطن شده است؟ آیا نظر قبلی شما تغییر کرده است یا نظام را مساوی وطن می دانید؟

«حضور قدرتمندانه ملت ایران باعث می شود که دشمن مایوس شود و فشار را کم کند و راه دیگری را دنبال کند.‬»

دعوت از مخالفین نظام برای شرکت در انتخابات آیا بدین مفهوم است که تعدادشان زیاد شده است و اگر نیایند صندوقها خالی می مانند؟ آیا فکر می کنید مخالفین نظام و مخالفین سیاستهای شما با حضور پای صندوق قادر خواهند بود با نتایج سیاستهای مخرب شما مقابله کنند؟ اگر این ممکن بود پس چگونه صدام حسین در آخرین سال حکومتش با وجود تائید صد در صدی در صندوق رای نتوانست به قول شما دشمن را مایوس کند؟

«رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود در جمع گروهی از مردم، اظهار داشت که عملکرد صداوسیما در انتخابات و طرح دیدگاه های متفاوت کاندیداها، «تهمت‌زنندگانی که می‌گفتند آزادی بیان نیست» را «خجالت‌زده» کرده است.»

واقعن من بجای شما خجالت کشیدم وقتی سخن از آزادی بیان می کنید. این خیلی رو می خواهد که کسی مردم را این همه کند ذهن بداند که در نظامی که شما رهبرش هستید بتوان صدا و سیما را مظهر آزادی قلمداد کرد. آیا در آن صدا و سیمای مورد تنفر مردم آزادی بیان هست؟ اگر هست کدام مخالف نظام توانسته است در آن برای دقیقه ای میکرفن بگیرد و به بیانات پر در و گهر شما پاسخ دهد؟

وی در عین حال با اشاره به برخی اظهاراتی که در مناظره های انتخاباتی تلویزیونی مطرح شده است گفت: «من درباره بعضی حرفهایی که در مناظره ها زده شد، حقایق و مطالبی دارم که انشاءالله بعد از انتخابات بیان خواهم کرد.»

هر چهار سال یک بار برای گرم کردن تنور انتخابات صدا و سیما ساعات محدودی را به کسانی می دهد که مخالف نظام نیستند ولی انتقاداتی به عملکرد نظام دارند  . همه این افراد از فیلتر شورای نگهبان  و حیدر مصلحی رد شده اند و با این حال به جز این زمان محدود زمان دیگری در این رسانه به منتقدین اختصاص داده نمی شود. با این حال شما به عنوان رهبر این نظام که در همه کارها مستقیم مداخله می کنید تاب این چند دقیقه انتقاد را هم نیاوردید ؟ آیا حاضرید بپذیرید که به عنوان رهبر نظام مسئولیت مستقیم همه نابسامانی ها متوجه شماست؟ اگر هست پس چرا این آزادی بیان وجود نداشت که کسی مستقیم نامی از رهبر ببرد و وی را خطاب قرار دهد؟

رهبر ایران در بخش دیگری ازسخنرانی خود، با ابراز رضایت از «روال انتخابات تا امروز» افزوده است: «مردم در سال ۸۸ از عدم تبعیت و لگد زدن عده ای به قانون ضربه دیده اند.»

پس از استفاده از کلمه آزادی استفاده از کلمه قانون نشان می دهد که رهبر جمهوری اسلامی به ارزش کلمات واقف نیست . وقتی علی خامنه ای از آزادی بیان صحبت می کند مصداق مثالش صدا و سیمای جمهوری اسلامی است و وقتی از قانون سخن می گوید می تواند قاضی مرتضوی یا صلواتی و یا شورای نگهبان مصداقش باشند. همین چند روز پیش علی خامنه ای از کاندیداهایی که رد صلاحیت شده بودند به خاطر تمکین به قانون و عدم اعتراض تشکر کرد. قانون از نظر علی خامنه ای آزادی تقلب در آرای مردم است. از نظر شما بسیار قانونی است که وزیر اطلاعات رئیس مصلحت نظام را بدون صلاحیت می کند. اگر او بی صلاحیت است پس چرا هنوز رئیس مصلحت نظام است؟

شما با اینکه به تاکید از مردم می خواهید که در انتخابات شرکت کنند ولی از حضور قدرتمند همین مردم می ترسید. اگر نمی ترسید و به قانون و آزادی بیان علاقه مند شده اید چرا  اجازه نمی دهید آقایان موسوی و کروبی نظرشان را بدهند ؟ مخالفین نظام از شما انتظاری ندارند چرا مصلحین نظام را خفه کرده اید؟

می دانم که شما هرگز شجاعت قرار گرفتن در مقابل سئوالات مستقیم را نداشته اید و همیشه به صورت یک طرفه بالای منبر رفته اید. ولی می دانم سیلی واقعیت به گوش شما هم می خورد و همین که مخالف نظام را به رسمیت شناخته اید خود بیانگر شدت سیلی است. سیلی تازه آغازکار است منتظر آوار واقعیت باشید

 

نوشته‌شده در Non classé | برچسب‌خورده با , , , , , , | بیان دیدگاه

خاتمی اگر بیاید با اقتدار می آید نه مثل کسی که اجازه داده اند بیاید

خاتمی-موسوی

آنها که به خاتمی نامه نوشتند تا بر او فشار  بیاورند هرگز این مسئله به فکرشان نرسید که حضور خاتمی در حالی که کاندیداهای انتخابات گذشته هنوز در زندان هستند نوعی بی اخلاقی محسوب خواهد شد. فکر نکردند چطور محسن رضایی لقب بی ناموس بر پیشانی اش چسبید و امین حیایی بیکار شده است و دیگر کسی برای بازی در فیلم به او رجوع نمی کند. اگر نویسندگان محترم نامه به این احساس میلیونها یی که به موسوی امید بسته بودند و به وی رای دادند توجه می کردند، شاید هرگز چنین نامه هایی نوشته نمی شد. حضور خاتمی تنها می توانست در میان هواداران جنبش سبز دو دستگی ایجاد کند. یک عده ای که می گویند حالا که موسوی در حصر است و کاری از وی ساخته نیست خاتمی را پیش می اندازیم شاید جنبشی ایجاد کرد و دری باز شد. وکسانی دیگر که پیگیرانه خواهان انتخابات آزاد و آزادی رهبران جنبش از زندان هستند و هر گونه بازی در زمین حکومت را تا برآورده نشدن حداقل پیش شرطها ،نادرست و زیان آور می دانند. دسته اول تنها یک لحظه اگر می اندیشیدند که حضور خاتمی در این شرایط می تواند ریش و قیچی را بدست حکومت دهد تا هر آنچه می خواهند، انجام دهند. 1-می توانند وی را رد صلاحیت کنند 2- می توانند رای های او را دستکاری کنند 3- می توانند وی را با تهدید منصرف کنند 4- و در نهایت اگر از سر ناچاری به ریاست جمهوری وی رضایت می دادند جامعه بایک خاتمی دست و پا بسته مواجه می شد که تنها مترسکی است و تصمیمات کلان در جای دیگر گرفته می شد. خاتمی با مشروط کردن حضور خود به آزادی زندانیان سیاسی توپ را به زمین حریف انداخت. اگر نظام برای بقای خود به خاتمی نیاز دارد پس صورت حسابش را هم باید بپردازد. خاتمی اگر بیاید با اقتدار می آید نه مثل کسی که اجازه داده اند بیاید. اگر  نیاید هم با اقتدار نمی آید.

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه