آقای خامنه ای شما کر نیستید بلکه خود را به نشنیدن زده اید

آقای خامنه ای مشکل شما نشنیدن صدای مردم نیست، مشکل شما نخواستن فهمیدن معنا و مفهوم فریاد مردم است. به عبارتی شما کر نیستید ولی خودتان را به کری زده اید. می دانم که نه نصایح و نه خیل نامه هایی که در این بازی وبلاگی برای شما نوشته می شود کوچکترین تاثیری بر شما ندارد، چرا که اگر داشت حرفهای بسیار روشن و واضح آقای وحیدنیا را بدان شکل مسخره تحریف نمی کردید. تنها چیزی که شما را به تمکین و گوش دادن وا می دارد متاسفانه قدرتی است که خود را در مقابل آن ضعیف حس کنید و بترسید. بارها نشان داده اید که تنها از ترس عقب می نشینید و نه از روی فهم و ادراک. این تنها غریزه ترس است که به شما فرمان عقبگرد و احتیاط می دهد. شما چنان خود را در عرش می بینید که حتی تصور افتادن بر فرش شما را عصبی و بیمار می کند. شما نخواستید بفهمید که سخنان وحیدنیا حرف دل میلیونها جوان ایرانی است که با هر زبان هر روز فریادش می کنند٠ شما نخواستید که بفهمید درد مردم دانستن پیشرفتهای فضایی نیست که از صدا و سیما بدرستی بازتاب نمی شود بلکه یافتن مرهمی است تا بر زخمهای عدیده خود بگذارند. شما حتی شجاعت گفتن اینکه انتقاد بر اعمال و کردار شما مجاز است را نیافتید تا نکند مقام والایتان به جایگاه انسان زمینی نزول کند.
من برای شما چه بنویسم که داروی درد شما  نصیحت نیست . شما شاخکهای لازم برای گیرایی پیامهای جامعه را ندارید و مفهوم را درک نمی کنید. پارامترهای مورد استفاده شما قدیمی و متعلق به عهد عتیق است. این پارامترهای کهنه در همه گفتار شما بخصوص بخش «دشمن شناسی» مستولی شده است. نمی دانم شاید شما همان دائی جان قصه کتاب معروف دائی جان ناپلئون باشید که دچار توهم توطعه از یک طرف و از طرف دیگر خود را قهرمانی افسانه ای می پنداشت. می دانیم که در این توهمات تنها نیستید و کسانی بدان دامن می زنند و در قراری پنهانی با شما شریکند ولی فرق آنها با شما این است که از سرمایه شما به عنوان مقام رهبری بهره می برند و در حیف و میل این سرمایه دل نمی سوزانند. وقتی وحیدنیا می گوید که مردم دروغهای صدا و سیما را به نام شما می نویسند مفهومش این نیست که شما تمام برنامه ها را قبل از پخش مشاهده می کنید، مفهومش این است که مسئول شما هستید و بقیه مامورند. واضح است که شما انتقادات را می شنوید ولی مفهوم آنها را در نمیابید. پس از سخنان وحیدنیا و پاسخهای پرت و کاملأ بر عکس شما بر من روشن شد که شما مفاهیم را نمی خواهید بگیرید. همان پیله ای که به گرد خود بسته اید با مقداری خواب و توهم و تریاک ارضاء تان می کند، تا مگر زلزله ای کاخ رویاهایتان را فرو ریزد.

Advertisements
این ورودی در Non classé فرستاده شده و با برچسب خورده. پایاپیوند را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s