چرا من از این شیر و شمشیر می ترسم ؟

پاسخ به نامه شکوه میرزادگی از طرف یک دگراندیش

شکوه میرزادگی عزیز، تا زمانی که این گونه تنها به قاضی می روی، چنین راضی و خوشحال هم بر می گردی. نامه ات را به دوست دگراندیش خواندم .قبل از خواندن نوشته شما، فکر کردم شاید قصد دارید باب گفتگو باز کنید تا شاید گرهی از این کلاف سردر گم باز شود، ولی خواندن نامه شما مرا از اشتباه به در آورد .در این نوشته کوتاه شما  چند خطای بزرگ مرتکب شدید. نخست آنکه مدعی شدید که دگراندیشان  چند هزار سال تاریخ را حذف کرده اند و همین 31 سال حکومت اسلامی را به عنوان تاریخ قبول دارند. دوم مدعی شدید زنان دگراندیش  فمینیست می خواهند شیر و خورشید محبوب شما را از پرچم سه رنگ بردارند و بجایش گوسفند بگذارند چون گوسفند نشان و سنبل زن است. سوم مدعی شدید که دگراندیشان وطن ندارند. چهارم مدعی شدید که دگر اندیشان چون حکومتهای پادشاهی سوسیالیستی نبوده اند، آنها را حذف کرده اند. اولین پیشنهاد من به شما این است که اگر قرار است اندیشه ای را نقد کنید ، نخست آن اندیشه را همانگونه که هست مطرح کنید وگرنه چیزی دیگری را نقد کرده اید. دوم اینکه برای نقد یک اندیشه نمی توان به حرف این و آن تکیه کرد بلکه نیاز به منابع موثق خواهید داشت. اگر منظورتان از این نقد حزب و گروه خاصی است دیگر چرا دگراندیشان و جمهوریخواهان را خطاب قرار داده اید؟
وگرنه بسیارند کسانی که بعنوان سلطنت طلب و طرفدار پادشاهی مشروطه  همین امروز سخنانی می گویند که به باور من مایه شرمساری انسان است ولی به هیچ وجه مجاز نیستیم که آن را تفکر مشروطه خواهان بدانیم.

به عنوان یک دگراندیش جمهوریخواه انتظار دارید که  چه بگویم وقتی تاریخ مرا از من می گیرید به این جرم که دیگر به حکومت شاهان عقیده ای ندارم؟ شاید برای شما تاریخ یک ملت ردیف شدن نام شاهان باشد ولی برای من، این تنها بخشی  ازتاریخ  است . تاریخ شعر و ادب و فرهنگ و هنر هم هست. تاریخ جنگهای میهنی و شورشهای مردمی هم هست.تاریخ رفتار و زندگی عادی مردم هم هست.

همه اینها عزیز بانو تاریخ هستند و جمهوریخواه بودن هیچکس وی را از گردون هزاران سال زندگی مشترک با دیگری حذف نمی کند ، حتی اگر یک نفر به نام جمهوری خواهی چنین بگوید نباید این نگاه را در شما بیافریند که جمهوری خواهان تاریخ قبل از جمهوری اسلامی را حذف کرده اند.

دگراندیشان تاریخ سرزمین ایران را نه تنها حذف نمی کنند بلکه خود از حذف شدگان تاریخی که شما راوی آن هستید، بوده اند. شما تاریخ چند هزار ساله مردم ما را در بزرگی کوروش و کشورگشایی داریوش و خشایارشاه خلاصه کرده اید  تا مبلغ روش مورد پسند حکومتی شما باشد در حالی که ما چند هزار سال تاریخ داریم و بسیار پادشاهان بی لیاقت که جز با نیروی شمشیر قلدری دیگر، راهی برای کنار نهادنش نبوده است. مثل همین امروز هزاران سال است که زمامداری نادان جنگ و مرگ را بر مردم مستولی می کند و مردم هر بار و هر بار باید انقلابی تازه کنند تا کسی که بر قدرت نشسته است را برحضیض و شخصی دیگر را بر اوج برسانند. این داستان هزاران سال است که در حال تکرار است. پس اندکی به من دگر اندیش خق دهید که بترسم از شیر و شمشیری که بر بیرق دارید . بانوی عزیز من از این شیر و شمشیر وحشت دارم که هزاران سال است  مرا به عنوان دگراندیش گردن زده است .

به جای اینکه مرا متهم به حذف تاریخ 2500 ساله کنید شاید نخست لازم باشد تحقیق کنید که من به عنوان دگراندیش در این 2500 ساله کحای تاریخی که شما روایت می کنید حضور داشته ام؟

جمهوریخواهی نفی مسئول انتصابی است و بخصوص در کشور ما که دموکراسی نهادینه نشده است . بر سر کار آوردن یک شخصیت غیر انتخابی مثل شاه حداقل دادن زمینه ای فراخ  برای باز تولید دیکتاتوری است. به اشخاص کاری نیست و منظور من شخصی با مسئولیت شاهی در ایران است که هر آن که بخواهد می تواند تبدیل به شاهنشاه و سایه خدا بشود. اگر ترسی هست برای این است. برای اینکه سلطنت مشروطه هم به اندازه ولی فقیه مشروعه ممکن است به ولایت مطلقه تبدیل شود .

تقصیر هیچ کس هم شاید نباشد و این سیستم موجود در کشور است که قدرت و ثروت را در یک لحظه به حکومت و فردی که در راس آن ایستاده است منتتقل می کند و این ثروت و قدرت از کنترل مردم خارج می شود.

شما می توانید در یک برخورد سطحی این دلیل را از جانب جمهوریخواهان بیاورید که مردم یک بار برای همیشه سلطنت را شستند و بردند و سپس پاسخی در خور بدهید و خوشحال باشید که حریف را ناک اوت کرده اید ولی مشکل را حل نکرده اید.

نگاه رادیکال شما فقط رادیکالها را می بیند و در آن جایی برای  انبوه جمهوریخواهان  و تحولخواهان نیست، در حالی که سرزمین مشترک ما امروز نیازمند همدلی و اتحاد همه مردم است،  آری همه مردم، درست مثل زمانیکه سیل یا زلزله می آید. برای این مهم همه باید  از حداکثرهای خود کوتاه بیایند و آن چیز که نیاز مبرم و حیاتی است مرکز اتحاد شود.

در مرحله ای که هستیم کار ما نباید تلاش برای قانع کردن همدیگر برای پذیرش مرام دیگری باشد بلکه اصل و اساس می تواند بر این قرار گیرد که در مرحله اول حرف یکدیگر را بفهمیم  حتی اگر شما شیر باشید و من گوسفند. اگر می خواهید من گوسفند را بفهمید، نخست باید بدانید که ترس من از شما برای چیست؟ شما  نمی توانید ادعا بکنید که 2500 سال با من گوسفند مشترک زندگی سراسر آزادی و دموکراسی داشته ایم و فکر نمی کنم که چنین ادعایی هم بکنید. در این 2500 سال یکی شاه و شیر سلطان بوده است و بقیه گوسفند و ایران سرزمینی با مردان و اسبان بسیار. خوب یک ذره اگر انصاف بود حق می دادید که امروز که این شیر ما بی یال و دم و اشکم شده است و با من گوسفند تقریبا در شرایط برابری  قرار گرفته است،  هنوز وحشت دارم تا دست در دستش نهم و با او از گذشته ها بگویم و هنوز این معما که اگر فردا به آزادی رسیدیم. این آقا باز همان شیر سابق بشود و من گوسفندی که باید بع بع کند.

چه بخواهید چه نخواهید این ترس وجود دارد و باید راهی برای از بین بردن آن یافت.

نشان شیر و خورشید هر تاریخی داشته باشد به شکلی نماد حکومت پادشاهی تبدیل شده است و تاکید روی آن تاکید بر حکومت پادشاهی است. پرچم اتحاد باید سنبلی باشد که همه را در بر بگیرد.جمهوریخواه و مشروطه خواه  و تحولخواه باید بتوانند با حفظ باورهای شخصی خود نمادی داشته باشند که مخصوص این اتحاد باشد

تحولطلبان و جمهوریخواهان و مشروطه طلبان باید برای فاجعه ای که کشور و مردم ما را به خطر انداخته است گامهای مشترک و اساسی بردارند. ما در حال حاضر با وجود اختلافات سیاسی مهم باید درک کنیم که با پذیرش حداقلهایی نقطه مشترکی برای متحد کردن وسیع مردم برای مقابله با فاجعه ملی ضرورت تاریخ است

با سپاس سیامک فرید

Advertisements
این ورودی در Non classé فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

5 Responses to چرا من از این شیر و شمشیر می ترسم ؟

  1. شکوه میرزادگی می‌گوید:

    آقای عزيز با سلام و سپاس، از اين که پاسخی را که منتشر کرده ايد برای من هم فرستاديد.
    متاسفانه بايد بگويم شما مطلب مرا به درستی نخوانده ايد چون پاسخ شما در جواب آن چه که من نوشته ام نيست
    بلکه در جواب تصور شما از نوشته ی من است. و یا این که من در گفتارم ناتوان بوده ام.
    به هر حال آن چه نوشته ايد نظر شماست و من به نظر شما احترام می گذارم و پاسخی هم برای آن ندارم
    با مهر
    شکوه میرزادگی

    ضمنا اگر وقتی بود نامه مرا به آقای گنجی و مساله پرچم شیر و خورشید را هم که مربوط به چند ین ماه قبل است نگاهی بيندازيد
    http://www.shokoohmirzadegi.com/02.Articles/ganji-parcham.htm

  2. ارش می‌گوید:

    تو از شیر و خورشید میترسی چون مفهوم نماد نمی را که در دنیا وجود دارد نمیفهمی. نماد ملی باید اصالت ریبایی و مفهوم داشته باشد که دارد و مگر تاریخ غیر از دوره های پادشاهی یا حکومتی است؟ ایا به نظر شما ایندگان فکر تو را قضاوت می کنند یا اثار به جا مانده از این دوره را شما مفهوم را بد گرفته ای تاریخ را با پادشاهان یا حکومت ها میسنجند چون نمایانگد تمام اثار فرهنگی هنری … ان دوره به حکومت ان زمان بستگی یارد

  3. علی ميانجی می‌گوید:

    تحليلی بود بس وزين و مدلل و متشکرم از اينکه تلويحا به يوغ تابوی تاريخ ابزاری 2500 ساله شاهنشاهی که قبل از شروع به تفکر هر دگرانديشی بر گردنش تحميل می شود اشاره فرموديد / همان که به زعم بنده تاريخ تخريب تمدن ساکنان فلات ايران برای هميشه و تا روز حاضر است .. شيوايی کلامتان نيز از بدايع آثار سياسی اخير به شمار آمده و سبب حسادت گرديد
    با احترام

  4. b-adab می‌گوید:

    من پيشنهاد ميكنم شير و شمشير حذف كنيم! جاي شير داس و چكش بذاريم! جاي شمشير كلاشينكوف!

  5. keyvan می‌گوید:

    مشگل اين دوستان دارن دنبال تاريخ هر کشوري
    ميرن جز تاريخ کشور خودشون
    از شما درباره انقلاب اکتبر بپرسن
    ميدوني
    اما نميدوني پرچم شیر و خورشید
    کي کجا به وجود امده
    پرچم شیر و خورشید
    هيچ ربطي به سلطنت نداره
    امثال تفکر شما اتفاقان
    اجازه فضا داده تا سلطنت الهي ها
    پرچم مال خودشون کنن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s