نظام مرده است و خوداشان می دانند که کار تمام است

نظام مرد ه است و از همین رو می دانند این بار اگر یک ذره کوتاه بیایند، وقت دفن و کفن جنازه  هم خواهد  رسید. نظامی که مقام غیر انتخابی فقیه همه کاره اش است، در انتخابات 88 که مرگ خود را محتمل می دید دست به ریسک عجیبی زد و با تقلب بزرگ در انتخاباتی که خودش سازمان داده بود، باخت.البته   انتخابات را  در ظاهر برد ولی گهری از کفش رفت که برایش حیاتی بود. این گهر امکان بروز شدن و اصلاح نظام بود.

آری نظام مرده است و جسدش روی ما هنوز سنگینی می کند. نظامی که آرزوهای بزرگی داشت و می خواست الگوی جهان اسلام باشد امروز تجربه تلخی برای جهان اسلام شده است .

ترس از انتخابات پیش رو کاملن حقیقی است و هر بادی می تواند به فروپاشی منتهی شود. اگر در فکر مهار بادها هستند.اگر در فکر پارلمانی کردن حکومت هستند. اگر وزیر اطلاعات مسخره ای مثل مصلحی می شود. اگر خامنه ای فرمایشاتش تبدیل به تکلیف نمی شود. اگر در مذاکرات هسته ای به بن بست می رسند و ….  همه نشان این دارد که نمی دانند با این جسد چه باید کرد. دیگر سخن از دادن آزادی قطره چکانی امروز معنی ندارد زمانی که یک قطره سیل می شود. نظامی که سرانش سایه هم را با تیر می زنند و دعوای قدرت و پول همه را لخت و عریان در مقابل ملت نهاده است ،این امکان را ندارد که اجازه دهد عده ای بیایند و بخواهند اصلاحات واقعی صورت دهند. امروزه اصلاح در قوه قضائیه به معنی زیر و زبر کردن آن است. اصلاحات در قوه مقننه به معنی برداشتن فیلتر شورای نگهبان  و اچازه ورود نمایندگان واقعی مردم است. اصلاحات  واقعی امروز معنی اش آزادی نشریات و احزاب و برداشتن ممیزی نشر است. امروز معنی اصلاحات فرق زیادی با زمانی که خاتمی برای اولین بار به ریاست جمهوری رسید، دارد. این بار اصلاحات نه تنها در حوزه سیاسی بلکه در زمینه اقتصادی لازم است. نخستین رفرم اصلاحات در زمینه اقتصادی حذف سپاه پاسداران از فعالیتهای اقتصادی است. سپاهی که مسلح است و به امکانات فشار و اطلاعات بسیاری دسترسی دارد نباید مجاز به دخالت در زمینه های اقتصادی باشد. اصلاحات بدین معنی خواهد بود که رهبر جمهوری اسلامی را وادار به پاسخگویی در برابر مردم نماید. چه سازکاری خواهد توانست رهبر را پاسخگو سازد؟ . امروز اگر کسی بگوید اصلاح طلب است ولی اصلاحات در این زمینه ها را قبول نداشته باشد اصلن اصلاح طلب نیست.  اگر کسی بخواهد به چنین اصلاحاتی دست بزند و امکانش را هم بیابد ،چیزی که باقی خواهد ماند دیگر این نظام جمهوری اسلامی  کنونی نیست. هر چه به پیش می رویم به همان نسبت اصلاح طلبی و انقلاب در هم می آمیزند و به یک مفهوم تبدیل می شوند. در یک حکومتی که آزادی انتخاب برای مردم وجود داشته باشد بعید به نظر می رسد راههای عقب مانده حاکمان امروز برای اداره کشور رای اکثریت مردم را به همراه داشته باشد.

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه

وزیر اطلاعات یا احمق است یا مامور موساد

مصلحی یا احمق است یا مامور موساد. وی با افتخار اعلام می دارد که به مجموعه ای از 600 خبرنگار ضربه زده است که با هم در ایران و خارج از ایران هماهنگ کار می کردند. اگر فرض اول یعنی حماقت وی درست باشد بدین معنی است که همه خبرنگارانی که سخنی به غیر از آقای مصلحی می زنند قبلن با هم نشسته اند و هماهنگ کرده اند. لابد همه آنهایی که در انتخابات 88 به آقایان موسوی یا کروبی رای داده بودند هم قبلن نشسته بودند دور هم و هماهنگ کرده بودند. احمدی نژاد گویا وقتی می خواست خودش را از شر مصلحی خلاص کند ،بو برده بود که این احمق جز اینکه زیر پای دولتش پوست خربزه و موز بگذارد کار دیگری ازش ساخته نیست.

ولی خوب همیشه هم نمی شود گفت که طرف احمق است چون ممکن است احمق واقعی نباشد و رل بازی کند. چطور می شود یک وزیر اطلاعات نداند که صدای امریکا زیر مجموعه بی بی سی نیست

چطور می شود که یک وزیر اطلاعات خبر ندارد که در همه جای جهان آدمهای همفکر مثل هم عمل می کنند بدون اینکه کارشان لزومن کار تشکیلاتی باشد.

چطور می شود که وزیر اطلاعات یک کشور 70 میلیونی این همه نفهمد و یک مشاور هم نداشته باشد که جلوی این یارو را بگیرد که دستکم این همه آبروی نداشته جمهوری اسلامی را نبرد.

یک وقتی است به یک نفر توهین می کنی و به وی می گویی یابو یا احمق یا یک ناسزای دیگر اما یادمان باشد اگر به یک یابو بگویی یابو توهینی به یابو نشده است . از این جهت کلمه احمق به مصلحی کاملن برازنده است و نباید توهین برداشت شود.

نوشته‌شده در Non classé | 5 دیدگاه

آقای احمدی مقدم کاش خودت هم برای جنایات عاشورای 88 استعفا می دادی

می توان گفت که تا همینجا هم برای شما یک پیشرفت است، بلاخره از همان دشمنان امریکایی و اروپایی و اسرائیلی چیزکی آموختید گرچه تا اطفال کودن جمهوری اسلامی  به اینجا برسند خونهای بسیاری ریخته شد.  معلوم نیست چند سال بکشد تا این شاگردان بی استعداد بفهمند که در کشورهای غیر دموکراتیک مثل جمهوری اسلامی مسئول همه چیز و همه کس رهبر و شخص نخست آن کشور است. رهبری که حکومت خود را با حکومت علی مقایسه می کند باید بداند که  که در سراسر اقلیم ایران اگر طفلی بی شام می خوابد و یا خون از دماغ کسی به نا حق جاری شود، اولین مسئول شخص رهبر است. به همین دلیل واضح و مبرهن بود که در زمان دیکتاتوری شاه در مقابله با موج انقلاب هر چه وزیر و نخست وزیر عوض کرد و حتی هویدا را به زندان افکند باز نتوانست در نظر مردم که شخص وی را مسئول می دانستند تغییری ایجاد کند.  سرهنگ محمد حسن شکریان تنها به وطیفه ای که شخص اول مملکت از طریق شما به وی محول کرده است ، عمل نموده و دستور داشته همه کاربران اینترنت را که مخالف هستند بدست ماموران زبده و کار کشته خود به اعتراف بکشاند . صدهها مورد شکنجه که مواردی هم منجر به مرگ شده است در صورت وجود امنیت قضائی می تواند به عنوان شکایت در همین چند سال اخیر طرح گردد.  اگر دهه شصت  را هم بخواهید دنبال مسئول متخلف بگردید باور بفرمائید دیگر شخص با سابقه ای برای رفع ورجوع نظام شریفه جمهوری اسلامی باقی نمی ماند. به همین دلیل ساده و مبرهن بود که جناب سعید امامی خودکشی شد و از آن پس تصمیم بر این قرار گرفت که مثل سعید مرتضوی نظام از ماموران خود تا به آخر دفاع کند. شما این رسم را به مبارکی شکستید و سرهنگ محمد حسن شکریان را استعفا دادید. کشتی به گل نشسته نظام یک مامور خود را به دریا افکند تا کی نوبت شما شود

 

نوشته‌شده در Non classé | ۱ دیدگاه

نامه 26 نوریزاد و افشای رابطه قالیباف با مجتبی خامنه ای

محمد باقر قالیباف در شهرداری تهران شاید به همان مسیری گام می زد که زمانی احمدی نژاد از آن سر برآورد، ولی نامه 26 محمد نوریزاد که با فیلمهای کوتاه افشاگرانه و نامه های متعدد به خامنه ای از مقبولیت در میان مردم برخوردار است باعث شد که محمد باقر قالیباف کار دشواری برای قبولاندن خود به عنوان یک شانس ریاست جمهوری مهندسی شده داشته باشد. مجتبی خامنه ای پس از کودتای انتخاباتی سال 88 به چهره منفوری در میان بخش بزرگی از رای دهندگان تبدیل شد  و به تدریج شایعاتی از واقعی تا غیر واقعی در مورد آقا زاده خامنه ای در میان همه اقشار مردم رواج یافت که چهره مجتبی خامنه ای را به چهره ای منفی و مخوف تبدیل کرد. اما نامه 26 نوریزاد با اطلاعات نسبتا دقیقی که می دهد بسیاری از آن شایعات را به حقایقی مسلم بدل ساخت. حقایقی که کسانی مثل قالیباف هم از ترکشهای آن در امان نماندند. به نظر من قالیباف دیگر پس از این افشاگری به مهره ای سوخته تبدیل خواهد شد و حتی پول و قدرت مجتبی خامنه ای نخواهد توانست از وی یک ریاست جمهور بسازد. تا نظر دوستان دیگر چه باشد؟

نوشته‌شده در Non classé | برچسب‌خورده با , , , , , , | ۱ دیدگاه

نامه یک وبلاگنویس به احمدی نژاد: مردم عادی به کسی که حرف و عملش یکی نباشد می گویند اونجای بابای دروغگو!

نخست بگویم که از وبلاگنویسان هوادار شما که صابون قوه قضائیه به تنشان خورده است نیستم ، امید اینکه با حرفهای  روز خبرنگار شما گشایشی در کار روزنامه نگاران رخ دهد را  هم ندارم.به رسم شما که عادت دارید از مثالهای عامیانه استفاده کنید مثل آب را می ریزن اونجایی  که می سوزه ،تنها خواستم خدمت شما یاد آور شوم که حرف و عمل که یکی نباشد، مردم عادی  می گو یند : اونجای بابای دروغگو! چطور ممکن است که کسی مدعی آزادی قلم باشد و با تمام وجود از جانوری مثل مرتضوی که به جلاد مطبوعات هم معروف است ،حمایت کند؟ چطور ممکن است طرفدار آزادی بیان و قلم باشی ولی ندانی پس از آنکه خدا! شما را رئیس جمهور کرد، دهها خبرنگار در اسارت و زندان بسر می برند.  نمی دانم این چه رئیس جمهور بیست میلیونی است که حرفهایش از سبزی گندیده  سبزی فروشی نارمک هم کم ارزشتر است. حرفهای شما حتی به درد تبلیغات هم نمی خورد چون ریاست جمهوری مجددی هم برای شما متصور نیست و به قول شما اون ممه را لولو برد، نمی دانم برای اینکه کسی باورتان کند چه  باید کنید ولی می دانم که با این حرفها کسی شما را به تخمش هم نمی گیرد

نوشته‌شده در Non classé | ۱ دیدگاه

سبزهای فرانسه از بانو سان سو تشي بخواهند در مورد زندانیان سبز اظهار نظر کند

خانم سان سو تشي  که زمانی در برمه با وضع مشابهی سالها در خانه زندان بود امروز به عنوان رهبر برمه در فرانسه است. دوستان سبز در فرانسه نامه ای به او برسانند و از او بخواهند که در باره میر حسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی که در خانه زندانی وزارت اطلاعات هستند اظهار نظر کند.

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه

حسین رونقی عزیز به اعتصاب غذایت پایان بده، با استقامت و پایداری‌ات، با هم قفل زندان بزرگی به اسم ایران را می‌شکنیم.

ما فعالان حقوق بشری، سیاسی، مدنی و روزنامه‌نگاران هم‌وطنت ضمن تاکید بر خواسته‌های بر حق تو و ارج نهادن بر رشادت، استقامت و فعالیت‌های حقوق بشری و مدنی‌ات در راستای آزادی بیان و مبارزه با سانسور در ایران، نگران سلامتی‌ات هستیم. در فضای خفقانی که هر روز بیش از پیش شهروندان ایرانی را اسیر خود کرده است، بودن و ماندگاری‌ات را ارزشمند دانسته و درخواست شکستن اعتصاب غذایت را داریم. همراهی‌ات را در کنار مبارزه دیگر فعالان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی لازم دانسته و از تو می‌خواهیم به اعتصاب غذای خود پایان دهی. از فشارهای وارد شده بر جسم و روحت که از روز نخست به آن دچار شدی آگاهیم و هم‌دلانه روزهایی را که بر تو می‌گذرد نگاه می‌کنیم. ما رفتار جمهوری اسلامی با تو و دیگر زندانیان سیاسی ـ عقیدتی را محکوم می‌کنیم. ما همراه با خانواده، دوستداران و تمام کسانی که به راه تو ایمان دارند، راسخانه معتقدیم که بدون تو و دیگر مبارزان نمی‌توانیم به آزادی و دموکراسی که هدف مشترکمان است، دست بیابیم. پیام اعتراض تو و پایداری‌ات به گوش همه رسیده است. به اعتصاب غذایت پایان بده، با استقامت و پایداری‌ات، با هم قفل زندان بزرگی به اسم ایران را می‌شکنیم. همراهان تو در چهار گوشه‌ی جهان: ا. مومنی, ا. نظریان, آبتین غفاری, ابوالفضل اسلامی, احسان بداغی, احسان منصوری, احمد آزاد, احمد رافت, احمد منتظری, اردوان ارشاد, اردوان روزبه, ارسلان ضیایی, ارسلان کهنمویی پور, آرش آبادپور, ارشاد علیجانی, آرمان رضاخانی, آرنوش ازرحیمی, آریا خسروی, آزاده اسدی, اسماعیل ختائی, آسیه امینی, اشکان یزدچی, اعظم بهرامی, اکبر سیف, اکبر معارفی, امید پیوندی, امید کشتکار, امید کوهی, امیر بیگلری, امیر پیشداد, امیر رشیدی, امیر صحتی, امیر وارسته حیدری, امیرحسین سراجی, امیرحسین فتوحی, امیررضا امیربختیار, امین سرخابی, انور میرستاری, آیدا سعادت, آیدا قجر, ایرج باقرزاده, آینده آزاد, بابک اجلالی, بابک داد, باقر ابراهیم زاده, بهداد ثابت آزاد, بهروز بیات, بهروز حشمت, بهروز معظمی, بهزاد مهرانی, بهزاد مهرانی, بهزاد میرزایی, بهمن امینی, بهمن مبشری, بهمن نیرومند, بهناز مهرانی, بیژن افتخاری, بیژن صف سری, بیژن لطیفی, پرتو نوری علا, پروانه سلطانی, پروانه وحیدمنش, پروین کهزادی, پویا جهاندار, جعفر قدیم خانی, جلال ایجادی, جمشید خونجوش, جهانشاه جاوید, حامد ابراهیمی نژاد, حامیان مادران پارک لاله لس‌آنجلس, حبیب تبریزیان, حسن زرهی, حسن طالبی, حسن فرشتیان, حسن نایب هاشم, حسین افصحی, حسین باقرزاده, حسین تقی زاده, حسین دولت آبادی, حسین سبحان‌اللهی, حسین علوی, حسین علیزاده, حمید جاودان, حمید زیارتی, حمید صدر, حمید مافی, حمیدرضا ظریفی نیا, حنیف مزروعی, دارا عزیزی, داریوش وثوقی, داوود نوائیان, دنیا اکبری, راضیه (پری) نشاط, رامین خرسندی, رحیم شام بیاتی, رضا اغنمی, رضا اکرمی, رضا چرندابی, رضا دقتی, رضا سیاوشی, رضا صدیق, رضا علیجانی, رضا فانی یزدی, رضا قاضی نوری, رضا قریشی, رضا مبین, رضا مرزبان, رضا هیوا, رضا ولی زاده, رضوان مقدم, روح‌الله زم, روحی شفایی, روزبه میرابراهیمی, روژین محمدی, رویا طلوعی, رویا مبشری, رویا ملکی, زهرا ربانی املشی, زهره حبیب محمدی, زیبا میرحسینی, زینت اسماعیل زاده, ساجده عرب سرخی, سامان رسول پور, سانیا عوضپور, سپیده پور‌آقایی, سپیده فارسی, سجاد شاهمرادی, سجاد ویس مرادی, سحر رضازاده, سرژ آراکلی, سعید آگنجی, سعید پورحیدر, سعید پیوندی, سعید جعفری, سعیده بهرامی, سعیده سهرابی, سلمان سیما, سهراب بهداد, سهیل پرهیزی, سورنا هاشمی, سوسن محمدخانی غیاث وند, سوفیا صدیق پور, سولماز ایکدر, سیامک فرید, سیامک مویدزاره, سیاوش صفوی, سیاوش عبقری, سید ابراهیم نبوی, سید اکبر روحانی, سید علی بنی جمالی, سید مجتبی واحدی, شادی صدر, شاهین انزلی, شاهین فاطمی, شاهین نوربخش, شروین نکوئی, شکوه نجم آبادی, شهاب الدین شیخی, شهاب فیضی, شهره عاصمی, شهزاده نظرآوا, شهلا بهاردوست, شهلا عبقری, شهین نوائی, شیوا نوجو, صابر عباسیان, صبری نجفی, صدرا سمنانی رهبر, طلعت یگانه تبریزی, طیبه علیرضایی, عباس خرسندی, عباس معروفی, عبدالحمید معصومی تهرانی, عبداله گدازگر, عصمت بهرامی, علی افشاری, علی اکبر قنبری, علی, اکبر مهدی, علی پرسان, علی تارخ, علی تقی پور, علی حسین قاضی زاده, علی دماوندی, علی راجی, علی طایفی, علی عبدی, علی فاتحی, علی فتوتی, علی قلی زاده, علی کلائی, علی مهتدی, علی هنری, علیرضا کریم زاده, غریبا طالبیان, فاریا بارلاس, فاطمه عرب سرخی, فرشاد توماج, فرشاد ملک احمدی, فرشید آذرنیوش, فرشید فاریابی, فرهاد ثابتان, فرهاد صوفی, فرهاد طالبیان, فرهاد نعمانی, فرهاد نوری, فرهمند علیپور, فرهنگ قاسمی, فروغ جواهری, فریبرز مهران ادیب, فرید مهران ادیب, فریدون معزی مقدم, فیروزه رمضان زاده, فیروزه فولادی, کاران صدر, کاظم ایزدی, کاظم کردوانی, کامبیز شبانکاره, کامبیز غفوری, کامران بهنیا, کامیار بهرنگ, کاوه آهنگری, کاوه شیرزاد, کاوه کرمانشاهی, کتایون پزشکی, کتایون شیبانی, کتایون عظیمی فرد, کمال بایرام زاده, کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران ـ برلین, کورش صحتی, کیانوش رمضانی, کیانوش سنجری, کیوان فروزان, گرجی مرزبان, گودرز اقتداری, گیسو جهانگیری, لیدا پرچمی, لیدا حسینی نژاد, ماسیس عزیزخانیان, مائده سلطانی, مجید تمجیدی, مجید محمدی, مجید نیکنام, محبوبه عباسقلی زاده, محسن نژاد, محمد بهبودی, محمد شمس, محمد صادقی, محمد قلیخانی, محمدجواد دردکشان, محمدحسین جعفری, محمدرضا فطرس, محمدرضا کلانی, محمدرضا نیکفر, محمدعلی مهرآسا, محمود ایمانی, محمود مهران ادیب, مرتضی کاظمیان, مرتضی ملک محمدی, مرتضی نگاهی, مرجان افتخاری, مرسده هاشمی, مریم اهری, مریم روزبهانی, مزدک عبدی پور, مزدک نصیری, مسعود اکبری راد, مصطفی خسروی, مقداد بریمانی, ملیحه محمدی, منصور معدل, منصوره شجاعی, منصوره فتحی, منوچهر محمدی, منوچهر مقصودنیا, منوچهر یزدیان, مهدی اقدم, مهدی امینی, مهدی سعیدپور, مهدی فتاپور, مهدی محسنی, مهدی معتمدی مهر, مهدی نخل احمدی, مهدی نوذر, مهدی یارمحمدی, مهران براتی, مهرانگیز کار, مهرداد احسان پور, مهرداد درویش پور, مهشید راستی, مهناز پراکند, مونا کاشف, میثاق پارسا, میثم رودکی, میثم معتمدنیا, نادر انتصار, نادر هاشمی, نازک افشار, ناصر پاکدامن, ناصر رحمانی نژاد, ناهید جعفر پور, نسترن هادوی, نسرین ابراهیمی, نسرین الماسی, نسیم سرابندی, نصیر امامی, نگین بانک, نوشابه امیری, نوشین شاهرخی, نیکروز اولاد اعظمی, نیلوفر بیضایی, نیلوفر رستمی, هایده قهرمانی, همایون مهمنش, ویدا حاجبی, ویدا فرهودی, یوحنا نجدی, یوسف سهرابیان حسین کیست؟ حسین رونقی ملکی، وبلاگنویسی که از دسامبر ۲۰۰۹ در زندان اوین به سر می‌برد و از ۲۶ می سال جاری در اعتراض به ممانعت مسولان برای عمل جراحی کلیه‌هایش اقدام به اعتصاب غذا کرده است. او در سال ۲۰۱۰ به اتهام عضویت «غیرقانونی» در گروه اینترنتی ایران پراکسی، نشر اکاذیب، توهین به رهبری و رییس‌جمهور و با استناد به مطالبی که در وبلاگ خود منتشر کرده بود، به ۱۵ سال زندان محکوم شد. طبق آخرین اخبار طی روزهای گذشته, حسین رونقی دوبار به بیمارستان منتقل شده است, بار اول تنها برای دو ساعت و بار دوم در حال حاضر است. بنا به گزارشات رسیده آیت الله آملی لاریجانی, رییس قوه قضاییه کشور دستور رسیدگی به وضعیت نامناسب جسمی رونقی را به عباس جعفری دولت آبادی, دادستان تهران ابلاغ کرده و بستری شدن فعلی رونقی بر اساس این دستور است اما حسین اعلام کرده است تا صدور مجوز نگهداری وی در بیمارستان به اعتصاب خود ادامه خواهد داد. وضعیت سلامتی او وخیم است. در اثر فشار و شکنجه از زمان دستگیری، کلیه‌هایش از کار افتاده‌اند. او تا به حال ۴ بار مورد عمل جراحی قرار گرفته و باید فورا کلیه چپ او را از بدنش خارج کنند. کلیه راست نیز تنها ۲۰ درصد توانایی دارد. طبق گزارش سازمان عفو بین‌الملل والدین او گفته‌اند «مسئولان جمهوری اسلامی برای اجازه استفاده از مرخصی درمانی که شامل قوانین زندان و حق مسلم اوست، شرط «اعتراف» را قرار داده‌اند». عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای در اول ژون ۲۰۱۲ خواستار آزادی بی‌قید و شرط وی شده است. نماینده پارلمان آلمان، مالته اشپیتز نیز پدرخواندگی حسین رونقی را بر عهده گرفته است و در نامه ای به سفیر جمهوری اسلامی ایران در آلمان خواستار آزادی فرزند خوانده خود شده است. بر اساس ماده ۱۰۳ آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها در خصوص توجه و مرخصی برای زندانیانی که وضعیت جسمانی نامناسبی دارند, «در موارد ضروری خروج محکوم از زندان برای معالجه بایستی با تایید بهداری زندان, اجازه رییس مسول زندان و موافقت قاضی ناظر باشد». از سوی دیگر در پی مصوبه اولین کنگره «جلوگیری از جنایت و رفتار با مجرمان» سازمان ملل متحد در ژنو ۱۹۹۵, و مصوب شورای اقتصادی و اجتماعی در قطعنامه های ژوییه ۱۹۵۷ و مه ۱۹۷۷, «زندانیان بیماری که نیاز به درمان توسط متخصص دارند باید به مراکز تخصصی بیمارستان های عادی انتقال یابند». طبق گزارش‌های رسیده از زندان اوین، هم‌بندی‌های او بارها نگرانی شدید خود از خطر مرگی که او را تهدید می‌کند، ابراز کرده‌اند.

نوشته‌شده در Non classé | بیان دیدگاه